|
بسم الله الرحمن الرحیم
چکیده ی کتاب:
اصول کاربردی بازاریابی و فروش
مهدی بمبئی چی
مرضیه خلج
زمستان 1387
مقدمه:
امروزه وجود رقابت شدید در دنیای تجارت سبب شده است که جهت دست یابی به بازار فروش، بازاریابی برای مؤسسات به عنوان نیازی مهم به حساب اید: چرا که متناسب با افزایش تولیدات ،بازارهای مصرف افزایش نداشته است و به همین دلیل می بینیم که غالب فعالیت های بازاریابی مؤسسات و شرکتها تنها برای حفظ موقعیت فعی و باقی ماندن در بازار انجام می گیرد.
بنابراین ، تولیدکنندگان می توانند در کار خود موفق باشند و به فعالیت خود ادامه دهند که بتوانند کالاهایی با کیفیت بالا و در عین حال با قیمتی ارزانتر ارائه نمایند و در حقیقت خواسته مشتریان خود را به نحو مطلوب براورده سازند.
در این میان فروشندگان مؤسسات و سازمانهای مختلف از نقش مهم و ارزنده ای برخوردارند:زیرا حلقه اتصال و پل ارتباطی میان مشتری و سازمان هستند .این گونه است که برخورد مناسب و معقولانه فروشندگان سبب جذب مشتریان و وفاداری انها به سازمان می گردد: لذا فراگیری و اشنایی فنون جدید بازاریابی و نحوه ی برقراری ارتباط مؤثر در تجارت امری حیاتی است.هرچند در گذشته اغلب استفاده از فنون سنتی فروش- که غالبا سعی در فریب دادن و اغوای مشتری داشت- می توانست مدت زمانی مؤثر واقع شود: اما امروزه با افزایش اگاهی و درک مشتریان عملا روشها و فنون سنتی اثر خود را از دست داده اند.
آشنایی با مفاهیم اولیه بازاریابی
پس از اختراع ماشین بخار در اوایل قرن 18 میلادی- که تولید انبوه کالاها را میسر ساخت- به علت تولید زیاد و اشباع بازارهای داخلی به وسیله کالاهای تولید شده کارخانجات بازاریابی به مفهوم جدید خود سکل گرفت.البته قبل از پیدایش ماشین بخار افراد برای فروش کالاهای مازاد بر نیاز خود تا حدودی به بازاریابی توجه داشته اند: اما این توجه و کوشش در سطح بسیار ابتدایی بوده و فروش بیشتر به صورت تهاتری انجام می گرفته است.
:
نيازها:
نقطه شروع بازاريابي به نيازها و خواسته هاي انسان بستگي دارد.به عبارت ديگر انسان براي زنده بودن نياز به غذا ، هوا،آب ،لباس و سرژناه دارد.علاوه بر اين سليقه هاي متفاوتي نسبت به مصرف كالاها و خدمات دارد.اين نيازها و خواستهاي مختلف سبب سردرگمي توليدكنندگان كالا و خدمات شده است:به دليل توليدكنندگان سعي كرده اند توليداتشان را مطابق با نياز مشتريان تنظيم كنند.روشن است كه اين نيازها را بازار و يا جامعه ايجاد نكرده است و افراد در به وجود آمدن آنها هيچ نقشي نداشته اند: بلكه اين نيازها به دليل فطرت و طبيعت انسان ايجاد مي شود-يعني سبب ايجاد آنها نيازهاي فيزيولوزي انسان است.
خواسته ها:
خواسته ها آرزويي است كه ارضاي آنها نيازهاي عميق تر انسان را برآورده مي سازد.به عنوان مثال زماني كه در يك فرد آمريكايي نياز خورئن غذا ايجاد مي شود خواسته اش تنها در خوردن يك همبرگر خلاصه مي شود.
اگر چه نيازها اكثرا مشابه اند ولي خواسته در جوامع و افراد مختلف با يكديگر متفاوت هستند.حتي نيازها در زمانهاي مختلف نيز در افراد شدت و ضعف دارد.در حقيقت خواسته هاي انسان تحت تاثير جامعه و عواملي چون:مساجد،دانشگاهها ،خانواده و شركتهاي تجاري است.
بازار:
بازار مكاني است كه در آن مشتريان بالقوه با نيازهاي مشترك، براي رفع نيازها و يا خواسته هايشان تمايل به مبادله با سايرين دارند.بنابراين اندازه بازار از يك سو بستگي دارد به تعداد افراد ي كه نيازهايشان را مطرح مي سازند، و تمايل دارند كه منابع در دسترس خود را با خواسته افراد ديگر مبادله كنند.
تعريف بازاريابي:
به طور كلي به عمليات فروش،توزيع،تشويق فروش،برنامه ريزي توليد و تحقيق در بازار بازاريابي گفته مي شود.
به عبارت ديگر بازاريابي به عملياتي اطلاق مي شود كه به طور مستقيم با مصرف كننده و ارزيابي دقيق از نيازهاي او و منعكس ساختن اين نيازها به مراكز توليد-كارخانه- جهت توليد نيازها مرتبط است: يعني با توجه به نيازهاي مصرف كنندگان الويتها و اهداف توليد مشخص مي شود.
مديريت بازاريابي:
به مجموع فرايند برنامه ريزي و اجرا ،مفهوم قيمت گذاري،ترويج فروش و توزيع افكار،كالاها و خدمات جهت ايجاد مبادلات به منظور خشنودي افراد و تحقق اهداف سازماني مديريت بازاريابي گفته مي شود.
تركيب بازاريابي:
تركيب بازاريابي به مجموعه اي از ابزارهاي بازاريابي گفته مي شود كه شركتها براي رسيدن به اهداف بازاريابي خود در سطح بازارهاي هدف از آن استفاده مي كنند.به عبارت ديگر تركيب بازاريابي به مجموعه اي از متغيرهاي قابل كنترل از طرف موسسه با كمك آنها كالا و يا خدمات خود را به بازار و مشتري ارائه مي دهد.اين متغيرها تحت عنوان 4پي در تركيب بازاريابي به كار گرفته مي شوند: 1- مكان
2-محصول
3- قيمت
4- ترويج
اين ابزارها توسط مك كارتي مطرح شده است.
تقاضا:
تمایل برای خرید و مصرف محصولات خاص که افراد هم توانایی خرید آن را دارند و هم با خرید و مصرف آن رضایت حاصل می نمایند، "تقاضا" نامیده میشود.به عبارت دیگر زمانی که افراد قدرت خرید داشته باشند، خواسته تبدیل به تقاضا می شود.تقاضا انواع گوناگونی دارد:
تقاضای منفی
1- بازار در این حالت به گونه ای است که غالب افراد جامعه علاقه ای به استفاده از کالای تولیدی ندارند.وظیفه بازاریتبی در این حالت ،کشف ،تجزیه و تحلیل عللی است که سبب عدم علاقه به مصرف کالاست و هم چنین طراحی برنامه بازاریابی که سب تحریک افراد به مصرف کالا شود. برای تحقق این هدف طراحی مجدد محصول ،پایین آوردن قیمت،ارتقای کیفیت و به عبارت دیگر توسعه محصول می تواند مناسب و مفید باشد.
2- عدم تقاضا
در این حالت بازار ممکن است نسبت به محصول ما بی علاقه و یا بی تفاوت باشد.در این وضعیت وظیفه بازاریابی شناسایی راهها و روشهایی است که کالا را با نیازهای طبیعی افراد و علایق آنها منطبق سازد.
3- تقاضای پنهان
در این حالت مصرف کنندگان نیاز به کالایی دارند که با مصرف کالاهای موجود تأمین نمی شود.در این حالت وظیفه بازاریابی کشف تقاضای پنهان از یک سو و توسعه کالاها و خدمات از سوی دیگر است: به نحوی که رضایت و خشنودی بیشتری را عاید مصرف کنندگان نمایند.
3- تقاضای نزولی هر سازمانی بعد از مدتی با کاهش تقاضا برای محصولات یا خدمات خود مواجه می شود.وظیفه بازاریابی تجزیه و تحلیل علل کاهش تقاضا و یافتن راههایی است که انگیزه قوی جهت مصرف کالا در مصرف کنندگان ایجاد کند.همچنین می توان از روشهای زیر جهت جلوگیری از حرکت نزولی کالا استفاده کرد:
الف)توسعه بازار و یافتن بازارهایی در داخل یا خارج
ب)تغییر شکل دادن کالاها
ج)ایجاد ارتباط مناسب و مستقیم با مشتریان
د)ایجاد مارکهای مختلف و به عبارت دیگر متنوع ساختن محصولات
5-تقاضای فصلی (نا منظم)
تقاضا برای کالاهای تعدادی از سازمانها به صورت فصلی،روزانه، و یا حتی ساعتی است که سبب بروز مشکلاتی نظیر عدم به کار گیری مناسب از ظرفیت ماشین آلات و امکانات سازمانها که در نهایت سبب کاهش کارایی در مؤسسات یاد شده می شود.وظیفه بازاریابی در این حالت استفاده از "بازاریابی تعدیلی "ست یعنی به گونه ای که میان عرضه و تقاضا تعادل بر قرار گردد.
6-تقاضای کامل
دراین حالت سازمانها برای محصولات خود تقاضای متعادلی دارند.به گونه ای که سازمانها از حجم بالای داد و ستد راضی هستند.در این وضعیت وظیفه بازاریابی حفظ سطح جاری تقاضاست.
7-تقاضای بیش از حد
سازمانها در این حالت برای کالاهای خود تقاضای بیش از حد دارند و سطح تقاضا و درخواست بیش از حد توان و ظرفیت آنهاست.در زمان بروز جنگ این حالت بسیار اتفاق می افتد.
8-تقاضای ناسالم
غالباَ در هر جامعه ای محصولات و کالایی وجود دارد که مصرف آنها برای افراد و جامعه زیانبار است.
مفهوم دوره حیات محصول
دوره حیات محصول یک مفهوم مهم در بازاریابی است که سبب ایجاد تفکر پویا و رقابتی بودن تولیدات،محصولات و در نهایت سبب پویایی و تحرک در مؤسسات جامعه می شود.از سوی دیگر ایده ی بازاریابی ما نباید به محصول و یا حتی نوع محصول بستگی داشته باشد:بلکه باید براساس نیاز شکل بگیرد و در حقیقت محصول به عنوان یک موقعیت در میان تعدادی از نیازها وجود دارد. برای مثال انسان به دنبال کسب قدرت است و این نیاز طی قرنها با توسعه تجارت رشد و توسعه پیدا کرده است.به طور کلی هر کالایی از زمان ساخت،تا زمانی که از صحنه مصرف کنار زده می شود، ناگریز از 4 مرحله عبور می نماید:
1-مرحله معرفی کالا
2-مرحله رشد
3-مرحله بلوغ و اشباع
4-مرحله افول
رابطه بین تولید و فروش
بخش تولید و فروش ارتباط نزدیکی با هم دارند.لذا ایجاد هماهنگی بین این دو بخش سبب رشد و توسعه سازمان می گردد.از طرفی قسمت فروش باید نیازهای مشتریان را به طور دقیق و صحیح جمع اوری کند و به بخش تولید اطلاع دهد تا تولید براساس نیاز بازار شکل پذیرد.ازطرف دیگر با ید در بازار حضور مستمر داشته باشد و به فروش بپردازد به طور مختصر با افزایش فروش ، افزایش تولید خواهیم داشت و برعکس.
مشکلات ناشی از تولیید بیشتر یا کمتر از بازار
الف)معایب تولید بیش از نیاز بازار:
1-افزایش هزینه حفظ و نگهداری کالا
2-افزایش ضایعات (خطر ازبین رفتن و فاسد شدن)
3-راکد ماندن نقدینگی تولیدکننده
4-خطر از مد افتادگی کالا
5-کاهش کیفیت کالا
ب)معایب تولید کمتر از نیاز بازار:
1-به دلایل مختلف ممکن است که درخواست برای کالا به طور ناگهانی افزایش یابد ودر نتیجه تولیدکننده قادر به تامین ان نباسد.
2-در نتیجه فعالیت بیشتر رقبا مشتریان را ازدست خواهیم داد.
3-قیمت تمام شده کالا افزایش می یابد.
4-عدم بهره گیری مناسب و بهینه از ظرفیت ماشین الات و نیروی کار.
تمهیداتی برای فروش بیشتر:
1-ویزیت مشتریان
2-خدمات پس از فروش
3-ضمانت و تامین لوازم یدکی
4-فروش کالا به صورت اعتباری
5-تحویل کالا جلو درب منزل
6-تبلیغات
7-استفاده از ویزیتورهای مجرب
8-توسعه بازار فعالیت
9-ایجاد نمایندگی
10-توزیع و عرضه کالا قبل از رقبا
11-اموزش رایگان نحوه ی استفاده از کالا
12-تهیه به موقع مواد اولیه
13-افزایش کیفیت کالا
14-استفاده از بسته بندی های جدید
15-تخفیفات فروش
16-پیش فروش کالا
ویژگی های یک فروشنده ی مجرب:
1-احترام به مشتری
2-ظاهری مناسب
3-اطلاعات به روز
4-اندیشه خلاق
5-وقت شناسی
6-ابراز احساسات
7-کسب اعتماد مشتریان
8-عدم فریب مشتری
9-عدم استفاده از کلمات مبهم
10-رفتار مناسب
11-شوخ طبعی
12-عدم اصرار بر فروش
عواملی که سبب اعتراض مشتریان می شود:
1-بسته بندی نامناسب
2-عدم توزیع گسترده کالا
3-قیمت گران
4-کیفیت نا مناسب
5-قابل اعتماد نبودن کالا و فروشنده
6-عدم شناخت کافی از کالا
7-انتظارات و توقعات بالای مشتری
|